top of page
Search
  • Writer's pictureMasrooreh Banihashemi

ایران، نسل جوان و پدیده ازدواج سپید



خانواده  واژه مقدسی است که در فرهنگ ایران و ایرانی از احترام و حرمت ویژه ای برخوردار است و این کوچکترین نهاد اجتماعی اهمیت والایی دارد نگاه پیشینیان نیز نشان از ایزد بانوانی چون اناهیتا دارد که از ویژگیهاو صفاتی چون زیبایی و خرد به عنوان ایزدبانوی عشق و باروری نشان داشت  و زندگی از او می جوشید وپیشرفت و آسایش و آرامش به خانه ها می برد .خانواده از انچنان جایگاه استواری برخوردار بودکه حتی بچه دار نشدن و عدم باروری بانوی خانه ،دلیلی بر به هم خوردن پیمان زناشویی نمی شد و نیاکانمان که باور زرتشتی داشتند در هنگام مواجه شدن با این گونه موارد،بچه ای را به فرزندی می پذیرفتند. ارج و ارزش خانواده تا حدی بود که پادشاهان ساسانی و دیگر شاهان به عنوان نماینده اهورامزدا از ازدواج و رواج آن در بین مردم پشتیبانی می کردند.  در آن دوران ازدواج گونه گون بودو حتی بانوانی که ازدواج دوم داشتند از مزایایی برخوردار بودند و ازدواج را در حقیقت ،دروازه ورود به تشکیل خانواده و بقای نسل می دانستند  آنچنان خانواده عز و عزت ، و شان و منزلت داشت که اگر فردی ناکام از دنیا می رفت پدر و مادر او هزینه های ازدواج دختر و پسری را می پرداختند ولی این زوج متعهد می شدند که یکی از فرزندانشان را به نام فرد فوت شده و درگذشته ،درمی آوردند

خانواده ها ،به پسرانی که به دلیل حرفه و پیشه شان چون دریانوردی ،بازرگانی و سربازی بیشتر دور از خانواده به سر می بردندو اجاق خانواده گرمی لازم را نداشت چندان تمایلی به پیوند زناشویی دخترشان با آنها را نداشتند زیرا می دانستند این پیوند مسیولیت بزرگی با خود به همراه می آورد و آنچنان این مسیولیت را بزرگ می پنداشتند که در یکی از آیینهای گذشتگان در هنگام پیوند زناشویی ،چادرشب یا شال بزرگی را بر شانه داماد می انداختند به این معنا که پس از این مخارج زندگی بر دوش داماد است.

با آمدن اسلام و پذیرش و روی آوردن ایرانیان به دین تازه ،آداب ازدواج نیز تغییر فاحشی پیدا کردو بسیاری از قواعد و قوانین آیین زرتشت را دگرگون کرد که البته ناگفته نماند که اسلام نیز ازدواج را یک ارزش قرار داده و هر کس ازدواج نکند  خود را از این ارزش محروم نموده است . ازدواج و تشکیل خانواده در اسلام یک فریضه ،یک وظیفه و یک کار الهی است هر چند جزو واجبات شمرده نمی شود ولی خداوند بر این امر ابرام و پافشاری دارد. پیوند میان زن و مرد را مقدس و جدایی و طلاق را مذمت و نکوهش می کند  در دین اسلام آمده که خداوند از زن و مرد تنها خوشش نمی آید و پیامبر اسلام فرموده که نکاح سنت من است و بدین معناست که در اسلام بر این مساله تاکید ویژه ای شده  چرا که واقف به تاثیر خانواده در تربیت انسانها،در رشد فضایل،در ساخت و ساز انسان سالم از لحاظ عاطفی رفتاری و روحی می باشد و بر آن برکات و فواید بسیاری برشمرده ،بقای نسل بشر انتقال تمدن و فرهنگ و بقای استقلال جوامع را از برکات ازدواج برشمرده است. اسلام ازدواج در مسیحیت و یهودیت یعنی عقدی که یک مسیحی در کلیسا و یک یهودی در کنیسه و یا هر قوم و ملیتی هر طور که انجام می شود را نیز معتبر دانسته و آنها را زن و شوهر به حساب آورده و فرزندان آنها را حلال زاده می داند، اما نوع و نحوه ازدواج در اسلام را معتبرتر و به دو شیوه دایم و موقت برشمرده ، ایران کنونی یک کشور کاملا اسلامی است که  قواعد و قوانین  اسلام درآن جاری است و بالطبع باید مردم  به طور کامل و صد در صد تابع آن باشند ولی چند سالی است که با وجود این قوانین سخت و مجازاتهای سنگین شرعی ،پدیده ای به نام (( ازدواج سپید یا سفید))  شنیده می شود که نه شرعی است و نه عرفی -نه دایم است و نه موقت ،بلکه راهکاری است تازه از سوی جوانان برای همزیستی بدون برگزاری مراسم سنتی و شرعی که بدون شک و تردید خاستگاه این پدیده فرنگستان است و روز به روز هم در انجا رو به افزایش می باشد بدون تردید ،ترکیب ازدواج سپید از کشورهای اروپایی و وام گرفته شده است به ویژه فرانسه و امریکا  اما این موضوع که از چه زمانی غربیها به این نوع ازدواج گرایش پیدا کردند،آمارها نشان می دهد که پیش از دهه هفتاد زندگی بدون ازدواج در امریکا ممنوع بود  در سال ۱۹۹۴حدود۳/۷ملیون زوج امریکایی بدون ازدواج رسمی با یکدیگر زندگی می کردند-اواخر دهه نود حداقل ۵۰-۶۰٪ زوجها پیش از ازدواج رسمی مدتی بدون ازدواج زیر یک سقف بوده اند از دهه شصت تا سال ۲۰۰۰ تعداد زوجهای بدون ثبت ازدواج قانونی ،ده برابر شد و هم اکنون این گونه  هم زیستس ،هم باشی و هم بالینی کاملا عادی شناخته شده است و همان (white marriage) خوانده می شود و در فرانسه (Mariage blanc) که به معنای ازدواج بدون وصال است و در فرهنگ اکسفورد آنرا ازدواج ندانسته و( هم باشی )معنا شده است .

وقتی از چند ین کانادایی در باره ازدواج سپید پرس و جو کردم چند نفر آنرا نشنیده بودند چند نفری به common law relationship اشاره کردند و چند نفری نیز از آن به عنوان A marrige without sexual relations تعبیر داشتند و به ازدواجی می گفتند که زن یا مرد قصد دور زدن قوانین مهاجرت را جهت اخذ اقامت دارند که بدون رابطه جنسی روی می دهد و در واقع هم بالین نخواهند شد که نوعی ازدواج صوری است و احتمالا ریشه آن در سفید ماندن ملحفه شب اول ازدواج در است.

در المان به زندگی مشترک بدون ثبت قانونی ،رابطه شبه ازدواج می گفتند که در دهه پنجاه میلادی جامعه المان  به سختی پذیرای آن بودو آن  را ازدواج وحشی می نامیدند که پس از چند دهه و کنار گذاشتن مداخله مذهب در زندگی خصوصی و اجتماعی و با توجه به جنبش ۱۹۶۸ تقریبا پذیرفته شد.

ازدواج به شیوه common law relationship  نیز اختصاص به کشورهایی دارد که در واقع (حقوق عرفی)commom law در آنجا اجرا می شود،بسیاری اوقات این شیوه ازدواج با هم باشی اشتباه گرفته می شود هر چند نوعی هم باشی است اما پشتوانه حقوقی و قانونی دارد .

طبق پژوهشهایی که در ایران انجام شده در ایران از اوایل دهه ۹۰ خورشیدی زمزمه هایی به صورت بسیار نادر در بین برخی افراد  که آماده برای زندگی زندگی مشترک بودند شنیده می شد که عنوان ازدواج سپید را گرفته بود این نوع هم زیستی بیشتر در افرادی با ازدواج دوم  بیشترروی می داد اطرافیان دوستان و بستگان هم هرگز ذهنیت دیگری نسبت به هم باشی آنها به جز ازدواج نداشتند  چنانچه در پی یافتن چرایی و ریشه و علل رشد آن برآییم  بی شک به این نتیجه می رسیم که همسو با همه گیر شدن تکنولوژی و رشد سفرهای بین المللی و آشنایی بیشتر با فرهنگهای دیگر از یک سو واز سوی دیگر، درگیریهای اقتصادی اجتماعی و خانوادگی ،جوانان را به واقعیتی قابل پیاده شدن آشنا کرد که انجام آن را، نه عرف جامعه سنتی ایران می پذیرد و نه در نزد دولت و حکومت که از قوانین و دستورات شرع اسلام پیروی می کند و این قوانین حاکم بر جامعه هست  جایگاهی دارد. شکستن این قواعد و قوانین دینی به راستی کار و حرکت راحتی نیست و در همه حال سایه ترس از مجازات ، بر زوج جوان سایه می اندازد.

قواعد و قوانین کنونی حاکم در ایران ازدواج را تنها و تنها در قالب عقد زوجیت بر مبنای شرع و دین قابل پذیرش می داند و شکستن آن  پیامدهای ویژه ای به دنبال دارد ، پدیده ازدواج سپید در سالهای اخیر به شکل چشمگیری افزایش یافته تا بدانجا که با وجود تابو بودن موضوع  علت یابی آن توسط کارشناسان مورد موشکافی و توسط رسانه ها مورد ارزیابی قرار گرفته است تا پس از بررسی علل و عوامل ایجاد و گسترش آن ، بتوانند به راهکارهایی جهت پیشگیری بپردازند. آمارها نشان می دهد که تا سال ۱۳۹۰ خورشیدی حدود ۴۰٪ از پسران و ۲۶٪ از دختران تا رسیدن به ۳۰ سالگی همچنان مجرد مانده و ازدواج نکرده اند و  تعدادی از آنها به ازدواج سپید روی آورده اند.  کارشناسان که در پی ریشه یابی عمیق گرایش جوانان به ازدواج سفید بوده اند به عواملی چند برخورد نموده اند از آن جمله


عوامل اقتصادی: یکی از بارزترین علل بازدارنده و گریز جوانان از ازدواج رسمی مشکلات اقتصادی می باشد چرا که مهمترین دل مشغولی و دغدغه آنها یافتن شغل و پیشه مناسب با درآمد مکفی و متناسب با هزینه های زندگی پس از گذراندن تحصیلات دانشگاهی و گذشتن از سد سربازی است که در واقع می توان گفت یکی از پیش شرطها و پیش نیازهای اصلی ازدواج است اما آمارها  بیکاری در پسران را بین ۲۵-۳۰٪ و در دختران بسیار بالاتر و وحشتناکتر یعنی ۴۰-۴۵٪ برآورد کرده اند تعداد زیادی از جوانان با وجود تحصیلات بالا ،از یافتن شغل مناسب ناامید می باشند و لذا قشر عظیمی از آنها به بازار کار دسترسی ندارند. اما از طرفی بسیار پیش آمده که علی الرغم داشتن شغل ، به دلایل گوناگون از جمله ورشکستگی کارفرمایان ،بسته شدن کارخانه ها و ...امنیت شغلی برای آنها به وجود نیاورده و هر آن با خطر بیکاری مواجه هستند  این عوامل از یک سو و عدم توانایی در پرداخت هزینه های آنها توسط والدین از سوی دیگر ،والدین را هم نگران آینده مبهم فرزندانشان می کند که سبب دغدغه های فکری آنها شده و برخوردهایی را بین والدین و فرزندان به وجود می آورد که این برخوردها جوانان را به سوی گریز از خانواده و تنها زندگی کردن و متعاقب آن به سوی ازدواج سپید می کشاند.


عوامل اجتماعی: هنوز هم  نگاه جامعه سنتی ایران به زندگی مجردی نگاه مثبتی نیست  از این رو چنانچه جوانان بخواهند با نگاه جامعه پیش رفته و مسیر عرف جامعه را برای ازدواج سنتی طی کنند با رسم و رسومهای دست و پاگیری مواجه می شوند یکی از آنها ازدواجهای تشریفاتی با جشنهایی که مخارج بالا و هزینه های سنگین و کمرشکنی را به همراه دارد که گاهی جوانان و خانواده ها مجبور به گرفتن وام شده و زیربار قرض می روند که سالها برای پرداخت آن دست وپا می زنند  ، دیگر مهریه و توقعات بالای دختران و خانواده ها است و (که صد البته چشم و هم چشمی بی تاثیر نیست ) سبب گریز و فرار پسران از ازدواجهای سنتی و عرف اجتماع می شود.نباید غافل شد که با توجه به تحولات پیش آمده و تبادل آداب و رفتارهای اجتماعی و تاثیر آن بر جامعه جوان ایران ،به تدریج نقش پرقدرت خانواده ها در انتخاب همسر برای فرزندانشان ،کم قوت تر شده و بیشتر به صورت خودانتخابی صورت می گیرد و نه شیوه سنتی  و رایج جامعه، کمرنگ شدن باورها در قالب الگوهای ازدواج عرفی ،سبب شده تا جوانان  همزیستی ،هم بالینی و هم باشی را برگزینند که البته گاهی نیز به ازدواج رسمی می انجامد


عوامل تحصیلی: گرایش جوانان اعم از دختر یا پسر به تحصیلات آکادمیک و دانشگاهی  یکی دیگر از عوامل کشش آنها به سوی ازدواج سپید می باشد درصد بالایی از مشتاقان ،قادر به راه یافتن به دانشگاه محل زندگیشان نیستند و یا محل زندگیشان دانشگاهی نداردو ناچار به دانشگاهها در شهرها و مناطق دیگر روی می آورند، دور بودن از والدین اگر چه در ابتدا برایشان سخت می نماید اما  دستاورد تجربه تازه ای برای آنهاست که توانایی زندگی مستقل بدون نگاه سنگین والدین را به همراه دارد مشغولیت تحصیلی در شهرهای دور از خانواده سبب می شود که جوانان طعم زندگی مستقل و دور از امر و نهی های خانواده را مزمزه کنند  به ویژه برای دختران که بسیاری از آنها به وضوح مزه تلخ تبعیض جنسیتی را حتی با وجود امتیازاتی بالاتر ،بین خود و برادرانشان چشیده اند و با توجه به روحیات حساس و لطیفشان ،خلایی را در برآوردن نیازهای عاطفیشان حس کرده و در واقع گذران زندگی بدون حضور والدین برای اکثریت نسل نو گوارا می آید چرا که دیگر از اصطکاکهاو کشمکشهای ناشی از تفکر سنتی پدر و مادر رها شده اند این تجربه خوشایند بستری را برای زندگی مجردی و متعاقب آن ازدواج سفید فراهم می آورد.


عدم تمایل به داشتن فرزند: نسل جدید در ایران با توجه به گرفتاریهای شغلی ، عدم اطمینان و امنیت از داشتن شغلی همیشگی و دایمی ، آنها را وادار به پرداختن به کار بیش از گذشته و داشتن پس انداز بیشتر برای روزهای مبادا و بیکاری می کند ، پرداختن به کار بیشتر و حتی داشتن دو تا سه شغل در کنار حرفه اصلی آنها و نبود وقت کافی ،سبب شده تا تمایل به داشتن خانواده و کشیده شدن به سوی فرزند را کنار بگذارند چرا که داشتن فرزند هزینه زیادی را بر گرده خانواده تحمیل می کند و مهمتر از آن برای داشتن فرزندی سالم با شخصیتی سالم و روانی سالم ،می طلبد تا  غیر از سرمایه مالی ،با سرمایه وقتی به نیازهای جسمی او ،پرورش و تعلیم و تربیت او،تفریح و دیگر نیازهایش کاملا پرداخته شود ،مسیولیت مادر و پدر شدن مقوله ای نیست که در برخورد و روبرو شده با گرفتاریها و مشکلات آن ، شانه از زیر بار این مسیولیتها خالی کردو آنرا به دیگران واگذار نمود در واقع هرگز نمی توان از عنوان مادر یا پدر بودن استعفا داد یا آنرا طلاق داده و ترک کرد و از آنجا که دلیل اصلی ازدواجهای رسمی داشتن فرزند و بقای نسل است که نسل نوبا توجه به موارد گفته شده ،رغبتی به آن نداشته وبه سوی ازدواج سفید کشیده می شود.


نیازهای فیزیولوژیکی: یکی دیگر از عوامل کلیدی گرایش و پیدایش ازدواج سفید نیازهای طبیعی جوانان است که باید برای پرهیز از ایجاد  بیماری و ناراحتی های روانی و روحی ناشی از سرکوب ونادیده گرفتن آن ،  به شکلی مطلوب ارضا شود پزشکان بر اساس پژوهشها و تحقیقات به این باوررسیده اند که اگر ارضا این نیازها به وسیله شریکهای جنسی متعدد برآورده شود ریسک ابتلا به انواع بیماریهای مقاربتی را به ویژه در زنان بالا می برد این طور مشاهده می شود که با توجه به عوامل بازدارنده ازدواج و همچنین میزان بالای طلاق ،دیگر جوانان کمتر حاضر به امضا عقدنامه می شوند و هم باشی و همزیستی و یا به عبارتی ازدواج سفید را به انواع ازدواجهای رسمی ترجیح می دهند و بدینگونه هم نیازهای عاطفی و جنسی خود را برطرف می کنند و هم زیر بار مسیولیتهای ناشی از ازدواجهای رسمی و داشتن فرزند نمی روند،شاید هم در برخی افراد انتخاب ازدواج سفید نوعی دهن کجی و لجبازی با قوانین جاری و سختگیرانه شرعی و اجتماعی است. عوامل ذکر شده می تواند بخشی از مواردی باشد که ازدواج سفید را در جامعه سنتی و فرهنگ ایران سبب می شود . در سایتی خواننده گفتگویی بودم با زوجی که چند سال به شیوه ازدواج سپید در یک خانه زندگی می کنند و میلی هم به ثبت ازدواجشان ندارند با وجودیکه به ازدواج سنتی عقیده ندارند ولی حلقه در دستشان است و می گویند در ابتدا با مخالفت سرسختانه خانواده ها روبرو بودند اما زمانی که جدی بودن آنها را در تصمیمشان دیدند آنرا پذیرفتند هر دو سر کار می روند و متناسب با درآمدشان خرج می کنند در محافل و مجالس خود را زن و شوهر می نامند و قهر و آشتی نیز بینشان هست .  زوج دیگری که حلقه به دست ندارندمی گویند: از نظر ما هم باشی و هم زیستی چیز عجیب و غریبی نیست ولی از نظر دیگران هست و لذا مجبوریم پنهانش کنیم ، این سخت ترین بخش قضیه هست به ویژه نزد همکاران و برخی افراد فامیل و گاهی در پر کردن فرمها دچار سردرگمی و دوگانگی می شویم اما در ادامه راهمان استواریم ما بین خودمان قرار گذاشتیم تا عشق هست و زندگی در کنارهم برایمان خوشایند است به این وضعیت ادامه دهیم هر چند اینگونه زندگی ،شنا کردن برخلاف جریان آب است و دشواریهای خودش را دارد و می شناسند زوجهایی را که به امید ازدواج دایم ،زندگی هم باشی را شروع کرده اند ولی پس از چندی مجبور به جدایی شده اند و در این بین دختران لطمه بیشتری می بینند اما چون ازدواج سپید داشته اند شناسنامه آنها در صفحه ازدواج همچنان سفید مانده است شاید بار سنگینی آن کمتر باشد  که این موضوع علت اصلی نامیدن هم باشی به ازدواج سپید است . راستی که تا چه اندازه ایده ازدواج سفید در جوامع غربی با آنچه در ایران به عنوان ازدواج سپید نامیده می شود متفاوت می باشد. شما خواننده گرامی پس از خواندن این مقاله و آگاهی از چند و چون پیدایش پدیده ازدواج سفید در ایران و کشورهای غربی  ،چگونه به این مقوله می اندیشید ؟ شما در مورد ازدواج سفید در جامعه سنتی ایران با توجه به فرهنگ ایرانیان چه نظری دارید؟


4 views0 comments

Recent Posts

See All
bottom of page