top of page
Search
  • Writer's pictureMasrooreh Banihashemi

رحم اجاره ای آری یا نه


پسران و دختران بسیاری از دیر باز تا اکنون به شیوه ای سنتی و یا با عشق و علاقه و دلبستگی به یکدیگر،  پیوند زناشویی می بندند و داستان آفرینش ، ادامه بقا و نسل را 

بر دوش می کشند و داستان دقیقا از همین جا آغاز می گردد . این زوج تازه پیوند خورده ،  پس از مدتی و در برخی خانواده های سنتی حتی  بعد از گذراندن ماه عسل زمزمه

داشتن فرزند را ،به شیوه های گوناگون از طرف اطرافیان ، دوستان و آشنایان  حتی همراه با دلیل و برهان می شنوند که داشتن کودک زندگی شما را تکمیل می کند ،نشاط و 

شادی و گرمی و صفا می آورد، باعث استحکام خانواده می شود و چه و چه .  .  . و اینچنین می شود که در خانواده های سنتی ، زوج تازه مزدوج ، خود را برای مسافر

کوچک آماده می کنند در حالی که چه بسا ، زن با سن کم ، خود کودکی بیش نبوده و نیاز به مراقبت و توجه دارد ولی باید که تن به آیینها داده و میزبان این مسافر کوچک 

گردد، خوشبختانه بسیاری از نابهنجاریهای جامعه سنتی تا حدی تغییر پیدا کرده و هر چند که جوانان  بسیاری پس از رسیدن به بالندگی و بلوغ کامل فکری و جسمی و 

عقلی و پس از آمادگی کامل  و استقلال ، رضا به تشکیل خانواده می دهند ولی با شتاب و عجله رضا به داشتن فرزند نمی دهند . مشکل از آنجا آغاز می شود که چه در

نسلهای پیشین  و چه در نسل کنونی ، بسیار پیش آمده که زوجها ، آماده برای  داشتن فرزند می باشند ولی این نوزاد است که آماده برای پذیرش دنیای خاکی نیست و هزار

ناز می طلبد تا رخ نشان دهد آنها  در ابتدا به پزشکان مراجعه کرده و در صورت عدم نتیجه  مطلوب  ، مجبورند به مراکز پزشکی و مراکز ناباروری بروند اما پس از مدتی 

از این مراکز هم ناامید می گردند و به این حقیقت می رسند که با روشهای معمول رسیدن به این آرزو امکان نداردو لذا این زوجها یا مجبورند  در حسرت پدر شدن و

مادر شدن بسوزند ، یا کودکی را با شرایط سخت به فرزند خواندگی بپذیرند که پروسه راحتی نیست اما  به اعتبار سخن برخی افراد ، بار اخلاقی بیشتری دارد  و یا بالاجبار 

از هم جدا شوند و گاهی نیز زن خانواده مجبور به همزیستی با هوو در  کنار خود می شود . 

پزشکی نوین برای این گروه از زوجهای نا امید ،  نوید و مژده ای دارد که دیر پا نیست وخلق آن درجهان ، عمری بیش از بیست سال و در ایران نیز حدود پانزده سال دارد، 

این راه حل جایگزین در امر تولید مثل و فرزند داری  شیوه {{ رحم اجاره ای surrogate mother }} نام گرفته و یا بهترین واژه انتخابی برای آن  {{رحم جایگزین }}  که راه حلی برای اینگونه 

زوجها می باشد  چرا که گاهی به دلایلی چون نداشتن رحم به صورت مادرزادی و یا برداشتن آن به هر دلیلی ، داشتن رحمی نا متعارف ،همچنین سقط جنینهای مکرر و عدم 

موفقیت در لقاح خارج از رحمی ،بیماریهای بد خیم و خطرناک بودن حاملگی ، زن توانایی مادر شدن را از دست می دهد و از این رو رحم اجاره ای گزینه ای مناسب 

برای داشتن فرزند  برای او می باشد .

روند کار و تولید مثل با روش IVF می باشد بدین ترتیب که بانوی جایگزین ،جنین زوجی را که با روشهای متداول ، امکان فرزندداری برایشان میسر نمی باشد را در رحم 

خود جای داده و حمل می کند مراحل پزشکی آن به این طریق است که در ابتدا سلول اوول (تخم) مادر اصلی و واقعی را با اسپرم پدر با شیوه لقاح مصنوعی ، بارور می -

کنند و سپس نتیجه و حاصل آن((گامت  Gamete)) یا یاخته زایشی را به روش کاشت مصنوعی در داخل رحم مادر جایگزین می کارند و درواقع در این شیوه ، 

مادرجایگزین فقط پرورش دهنده این نوزاد در بدن خود  و یک میزبان است و هیچ رابطه ژنتیکی و وجه اشتراک بین مادر جایگزین و نوزاد وجود ندارد و گویا از نظر 

شرعی مادررضاعی خوانده می شود ولی از نظر قانونی ،هیچگونه وجاهتی ندارد در واقع دو زن در دو طرف این قرارداد قرار می گیرند مادر اصلی و مادر رضاعی

.اما در نوع دوم یا جزیی ، از تخمک صاحب رحم ، برای باروری استفاده می شود که در این صورت 

مادر و کودک از ارتباط ژنتیکی برخوردار می باشند .البته پیش از انجام هر عملی قراردادهایی بین زوج و مادر جایگزین  به جهت پرهیز از بروز مشکلات و آثار قهری 

بعدی بسته می شود  ، این قرارداد ها باید واجد شرایط ویژه ای باشد که احتمالا در این موارد حقوقدانان با توجه به شرایط اجتماعی و شرعی به عقد این قرارداد اقدام 

می کنند و زوج نابارور در فرایند یک قرارداد ،فردی را که صاحب رحم است برای مدتی معین و با مبلغی مشخص ،در اختیار خواهند گرفت ولی واقعیت این است که ما فاقد 

نص قانونی در این مورد هستیم و قانونگزاران مربوطه با توجه به علم حقوق و بسیاری موارد دیگر ، باید بستری را برای پر کردن این خلا به وجود آورند و پیش بینیهای لازم 

را لحاظ کنند چرا که ضعف نظام حقوقی ، عرفی و قانونی در این باره ،برای مدیریت و هدایت حقوقی و حل و فصل اختلافات ،فقدان یک مکانیزم قانونی را نشان می دهد 

فرضا اگر در مدت نه ماه ،زن و شوهر متارکه کنند و از هم جدا شوند چه بر سر این نوزاد خواهد آمد ؟ یا چنانچه نوزاد گرفتار بیماری ناشی از مادر جایگزین گردد چه 

کسی مسیولیت بچه داری و مراقبت از او را بر عهده خواهد داشت ؟ در صورت دو قلو شدن نوزاد ،  چنانجه مادر ژنتیک فقط یک نوزاد را طالب باشد ،تکلیف نوزاد دیگر

 چه خواهد شد ؟  در صورت سقط جنین تکلیف مادر جایگزین چیست؟  واگر یکی از طرفین به قرارداد متعهد نباشد چه ارگانی به آن رسیدگی خواهد کرد؟ موارد بسیارو 

نکات ظریف و محتمل دیگر،باید که در قانون لحاظ گردد.

از آنچه گفته شد مشهود است   که نظارت کافی قانونی انجام پذیر نیست و از این رو هرج و مرج  در این وادی کاملا دیده می شود و هر زوجی با سلیقه و متناسب با وسع و توانایی مالی خود و درخواستهای

مادر جایگزین ، با او  وارد مذاکره و معامله می شوند هر چند که  اکنون به کمک و مدد اینترنت و فضاهای مجازی ،سایتهایی نیز در همین مورد ،یعنی اتصال زوج نابارور به مادر

جانشین ،  ایجاد و فعال  شده است که  سبب راحتی و سرعت معامله می گردد این سایتها در واقع  زوج نابارور را از دنیای واقعی به دنیای مجازی کوچ داده اند وقتی از طریق 

اینترنت نقبیبه بازار زیر زمینی و داغ رحم اجاره ای  زده و گشتی دراین  بازار پر رونق اما  مخوف و ترسناک  می زنیم ،بیشتر لزوم یک قانون یکپارچه ،مدون و ریز بین را  ، حسمی کنیم . درست است که وقتی صفحات کتاب قانون را ورق می زنیم رد و نشانی از قانون اهدا جنین در فهرست قوانین به چشم می خورد که در امرداد ماه ۱۳۸۲

پس از تصویب مجلس ، به تایید شورای نگهبان هم رسیده و ایران را در لیست کشورهای مجاز باروری از طریق رحم جایگزین وارد کرده اما هیچ نشانی از قانون

نظارت بر آن دیده نمی شود . اجاره رحم در کشورهای غربی از رونق افتاده و در بسیاری کشورها نیز غیرقانونی و ممنوع است ولی به چند دلیل در کشورمان ایران 

همچنان موضوعی قابل طرح و بررسی است که غیر از مسایل اقتصادی ، نبود شرایط مناسب برای رشد جنین در فضاهای آزمایشگاهی است و هر ساله  فقط در تهران

حدود ۲۰۰۰ نوزاد با این روش به دنیا می آیند .

اگر به دنبال آن باشیم که شرع و فقه در این مورد چه می گوید باید گفته شود که علمای دین در این زمینه بسیار با احتیاط  اظهار نظر کرده اند ،آیت الله خویی زنی

که کودک را متولد کرده مادر می شناسد ،همچنین در چند جای قرآن نیز فرزندی که از رحم زنی بیرون می آید  مادر او می دانند ولی برخی دیگر را عقیده بر این است 

که کودک متعلق به زوج نابارور است که نطفه از آن آنهاست و کودک حاصل ، متعلق به آنها می باشد . آنچه مسلم است بین علما در این باره اتحاد و اتفاق عمل نبوده

و بین آنها اختلاف است ولی همه متفق القول می باشند که این کودک ،  مشروع محسوب می شود .

وقتی به این موضوع باریک می شویم شاید این پرسش در ذهنمان چرخ بخورد که چه انگیزه ای سبب می شود تا مادر جایگزین تن به  انجام چنین کاری بدهد ؟  بدون شک 

اولین و مهمترین دلیل را مشکلات معیشتی و مالی می دانید که کاملا درست است و  به ندرت پیش می آید که به دلیل انسان دوستانه باشد که معمولا این مورد بین دوستان

و آشنایان و بستگان اتفاق می افتد که قابل تحسین و تکریم است وقتی  که از سوی دیگر سکه و از نگاه مادر جانشین به موضوع بنگریم  که پس از ۹ ماه 

دلبستگی ناخودآگاه عاطفی با کودکی که در بطن داشته و پس از زایمان باید  دست خالی بیمارستان را ترک کند در حالی که دیگر مادران با نوزادی در بغل و با شادی و

شور و اشتیاق به خانه می روند حالت روحی و روانی غم انگیزی پیدا می کند ،مادری که مدتی از رابطه با همسرش ،به خاطر فرزندی که مال او نیست محروم می شود

مادری که سینه های پر شیرش نوزادش را فریاد می زند اما کودکی در کار نیست  ، دیدن این زن و درک این مادر، غم انگیز است بسیار هم غم انگیز. . . 

بر این روش مزایایی نیز مترتب است چرا که سبب می شود به  زوجهای نا امید از داشتن  فرزند امیدی دوباره داده شود  تا لذت داشتن فرزند را چشیده و موقعیت خانواده 

از استحکام بیشتری برخورداد گردد و از طلاق و جدایی جلوگیری شده و نسل آنها نیز ادامه پیدا کند ،ضمنا با توجه به پیشرفت فن آوری و تکنولوژی نوین پزشکی ،

امکان بررسی ،مطالعه و استفاده از زمینه های مختلف ژنتیک و درمان بیماریها را نیز فراهم می آورد ،علی الرغم تمام نقاط  قوت و مثبت این روش نباید از نکته های

منفی نیز غافل شد ، از جمله مهمترین نکته های منفی ،جدایی عاطفی جنین و مادر اصلی در دوران جنینی می باشدو دیگر ایجاد ناراحتی های روحی و روانی در کودک

پس از رشد و آگاهی از وضعیت نامتعارف جنینی خودش ، و دیگر آنکه  نگرانی و ترس از این است که  رحم جایگزین ،کاملا جای مادر ژنتیک را گرفته و 

سبب نابودی خانواده گردد چرا که رحم اجاره ای روشی مناسب برای بچه دار شدن در میان زوجهای هم جنسگرای مرد است  و در آخر آنکه سازمان ثبت احوال زنی

که بچه را به دنیا می آورد ،مادر اصلی و شناسنامه ای نوزاد می داند .

شما خواننده گرامی و ارجمند ،پس از خواندن این مقاله و تفکر در مورد آن چه نظری پیدا کرده اید ؟؟  آیا اگر در بین نزدیکان و آشنایان شما ،فردی یا افرادی تصمیم

برای اجاره مادر جانشین داشته باشند ،چه توصیه ای به آنها خواهید داشت ؟؟ و یا اگر حتی خود شما در مسیر دوراهی مادر جایگزین و یا گرفتن سرپرستی کودکی 

قرار بگیرید ، کدام را برمی گزینید  و چه تصمیمی  می گیرید ؟؟؟

6 views0 comments

Recent Posts

See All
bottom of page