top of page
Search
  • Writer's pictureMasrooreh Banihashemi

انتقاد چیست ؟ منتقد کیست ؟


دلبر ما را که تدبیر و تعقل بایدش  نقدهای مثبت و نازک تر از گل بایدش فرض کن بالای چشم یار ابرو دیده است  قبل از آنکه بر زبان آرد ،تامل بایدش  پس سر بی درد را ،بیخود نبندد دستمال  عارفانه در چنین حالی تجاهل بایدش  منتقد خوب است و بحثی نیست در آن ، منتها احتیاطا وقت نقادی ، قراول بایدش منتقد باید همیشه مثبت اندیشی کند  عیبها را یا نبیند یا تغافل بایدش  داد از آن روزی که نقدش اندکی منفی بود  فحشها از این جناح و آن تشکل بایدش  نقد کن ای دل ولی از فحش دلدارت منال منتقد گر بی سواد افتد تحمل بایدش                                        سعید سلیمان پور این روزها در ارتباطات اجتماعی و به ویژه در شبکه های مجازی ، بسیار شنیده و دیده می شود که گفته ها ، نوشته ها و حتی خود شخص و شخصیت  او ، گاهی بی رحمانه ، زیر ذره بین  نقد و انتقاد قرار می گیرد و بسیار هم دیده می شود که به عبارتی افراد با نام و نشان  که پایگاه اجتماعی و علمی را نیز دارا هستند  زیر شلاق انتقاد و نقد واقع می شوند    ، ولی آیا هر فردی می تواند و شایستگی آنرا دارد که نقاد درست و اثر گذاری باشد ؟ و آیا انتقاد کردن مهارتهای خاص خود را می طلبد ؟ آیا انتقاد همان نقد است و نقد همان ایرادگیری و عیب جویی  می باشد ؟ وقتی به دنبال یافتن معنای نقد در فرهنگ معین  می گردیم به  بیان و مطرح کردن ضعف و قوت یک اثر می رسیم و در ویکی پدیا ، شناختن خوبیها و بدیها و سره از ناسره و به طور اعم تشخیص خوب از بد و به شکل عامیانه و ساده و کلی می توان گفت که دیدن خوبیها و بدیهای یک اثر ، نقد گفته می شود . حال که از نقد سخن رفت  واژه انتقاد را در فرهنگ معین جستجو می کنیم که درج شده : خالص کردن ، خرده گرفتن ، برشمردن درستی ها و نادرستی ها یک اثر و همچنین  آمده نکوهش ، نکوهیدن ، سنجش و سنجیدن ، باریک بینی و سخن سنجی . پس نقد بررسی نقاط قوت و ضعفها در یک زمان است و شخصی که نقد می کند مغرضانه عمل نکرده و به دنبال حل مشکل و پیدا کردن راه حل آن است ،اما در انتقاد ،سلیقه ها و اغراض شخصی جا گرفته و وارد می شود و پیامی است که جنبه های منفی و معایب را در خود دارد در واقع یک مطلب انتقادی ، مطلبی است که ویژگی اصلی آن جهت گیری منفی نسبت به یک اندیشه ، اثر و یک رویداد است هر چند به گمان من مرز بسیار باریکی بین نقد و انتقاد وجود دارد که گاهی این مرز ناپدید شده  و از هر دو به یک منظور و هدف بهره گیری می شود . برای بسیاری از ما شنیدن واژه انتقاد ، خاطرات تلخ و گزنده ای را با خود برایمان به همراه می آورد  چرا که به یاد می آوریم  فرد منتقد ، بی پروا و تند ، عیوب را برشمرده و موارد ایراد را بیان کرده است و از این رو در ما یک حالت تهاجمی پیدا شده و در برابر آن انتقاد مقاومت نشان داده ایم در حالی که به احتمال بسیار آن فرد از بیان انتقاد منظور خاصی هم نداشته و بر روی حسن نیت بیان کرده است ،  ولی شرایط انتقاد فراهم  نبوده ، درست است که به نظر می رسد انتقاد بیشتر جنبه تخربیی و تهاجمی دارد اما می تواند سازنده نیز باشد یک منتقد آگاه نه تنها سبب بحران روحی شنونده نمی شود بلکه حس سازندگی را در او بر می انگیزاند و آن زمانی است که علاوه بر آنکه اشکالات و ضعفها را بروز داده و بیان می کند ، راهکارها و رهنمودهایی را برای بهبود شرایط و رفع آن اشکالات ،پیش رو می گذارد و در واقع راه حلهای پیشنهادی ، اصلاح اشکالات را به دنبال دارد. بیایید کمک کنیم و یاد بگیریم که در ابتدا انتقاد کردن را از خود شروع کرده و در واقع منتقد خود باشیم ، آیا تاکنون به این موضوع توجه داشته اید که چرا بحث من و دوستم به جدل کشیده شد ؟ برای چه برخوردمن با دوست دیرینه ام منجر به قهر او از من شد ؟  چرا برخوردم با یکی از همکاران سبب آزردگی خاطر او گردید ؟ من که حرکت ناشایستی نکردم پس چرا مافوق و رییسم با من این طور رفتار کرد ؟ برای چه همسایه ام به تلخی با من صحبت کرد ؟  آیا در پاسخ به تمام پرسشها و چراها و سوالهادر موارد بالا حق را به خود می دهید ؟ و رفتار و گفتار مقابلمان را حق خود نمی دانید ؟  اگر این گونه است به گمانم وقت آن رسیده که منصفانه بنشینید و ابتدا با خود مشورتی داشته باشید و در صورت لزوم حتی به مشاور هم مراجعه کنید   ، باید احتمال آن را بدهیم شاید اشتباه و اشکال و ایراد در جایی و در زمانی از من بوده که نسبت به آن ناآگاه هستم در  واقع به نقد خود بپردازیم و منتقد خود باشیم و راه انتقاد را از خود شروع کنیم ، حقیقت آن است که گاهی و مقداری انتقاد از خود ،نه تنها چیز بدی نیست بلکه چشمهای مارا به روی واقعیتها و حقیقتها باز می کند ،گاه به گاهی داور خود بودن ،می تواند یک حرکت واقع گرایانه باشد که کمک کند از ما فرد بهتری بسازد ، البته ناگفته نماند که انتقاد بیش از حد و خود سرزنشی مداوم هم نتایج وارونه ای به همراه می آورد  تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته نشان داده که تکرار و دفعات بسیار انتقاد از خود ، باعث افزایش استرس و گاهی حتی بروز افسردگی می شود . روانشناسان معتقدند که وقتی مورد هجوم انتقاد قرار می گیرید چند نفس عمیق بکشید و قبل از آن که خود انتقادی روح و روان شما را مورد تهاجم قرار دهد ، محدودش کنید . به خود نگویید داشت همه چیز خوب پیش می رفت ولی حرف احمقانه من سبب خرابی کار شد ، شاید بهتر باشد که برای حفظ اعتماد و حرمت نفستان  این پیشامدها را کوچک و سپس برای عدم تکرار آن ها ، به تجزیه و تحلیل بپردازید تا فشار بسیاری بر ما وارد نشود ، در واقع به شکلی دروغ سنج داخلیمان را خاموش کنیم ،جلوی یک حرف یا حرکتمان را بگیریم و آنرا به قسمی بچرخانیم تا مثبت جلوه کند ، اما تحقیقات نشان از آن دارد که این عکس العملهای درونی ما ،سبب می شود که حالمان بهتر شود درست است که با خودشناسی بیشتر  و انتقاد از خود می توان اشکالات را شناخت و در پی رفع آن بر آمد اما فراموش نکنیم که ملامت و سرزنش بسیار سبب کسالت روحمان می شود پس بهتر است که اندازه نگه داریم که اندازه نکوست ،با خود قدری بیشتر مهربان باشیم و از سرزنش مداوم خود و ملامت علیه خودمان کمتر استفاده کنیم مگر به جا ، به موقع و به اندازه و از جاده تعادل خارج نشویم ، ندای انتقاد درونی خود را بشنویم ولی صدای آنرا پایین بیاوریم و یا حتی می توان شکل انتقاد به خود را عوض کرد به طور مثال اگر مداوم خود را بابت چاقی ملامت می کنیم و به خود می گوییم که مثل خرس  یا بشکه شده ام به خود بگوییم باید کوشش کنم که از وزن خود بکاهم . خانم دکتر تامر چانسکی (Dr Tommer chansky) روانشناس ،نویسنده و سخنران می گوید : من به مراجعینم این سفارش را دارم که به خود نگویید که من احمقم بلکه بگویید کاری که انجام داده ام  احمقانه است .) و بین این دو تفاوت معناداری وجود دارد ، به نظر می رسد که از یک طرف  انتقاد از خود مسیر انتقاد به  دیگران و حس و حالی که در دیگران ایجاد می کنیم را در ابتدا خود تجربه کنیم و از طرف دیگر سبب می شود که درد انتقاد دیگران از خود را نیز کمتر حس کنیم ،احساسات منفی خود را در مقابل انتقاد ، بهتر می توانید بررسی کرده و آماده رویارویی سازنده با آنها شوید ،وقتی یاد گرفتید که به خود انتقاد داشته باشید و راه کنار آمدن با آن را تجربه کرده باشید به این نتیجه می رسید که در انتقاد از شما منظور درستی نهفته است وبا  کمی کنکاش می توان به آن رسید و اشکال را اصلاح کرد ، هر چند همیشه روبه رو شدن با انتقاد دردآور است ولی رویارویی سرزنده با آن تحولی در ما و زندگی فردی و اجتماعی ما ایجاد خواهد کرد و ما را به این آگاهی می رساند که اغلب افراد انتقادگر،  هدف و منظور بدی ندارند ،آنها به ما و زندگی ما اهمیت می دهند و آنرا از سر دوست داشتن و مهربانی انجام می دهند پس سعی کنیم محبت را از پس کلمات آنها پیدا کنیم ، نفس عمیقی بکشیم و با لبخند،  با انتقاد مواجه شویم و فکر کنیم آنها برای ما ارزش گذاشته اند هر چند برخی از این منتقدین ساخته شده اند که انتقاد کنند و به عبارتی با انتقاد زنده اند چرا که انتقاد کردن آنها انتها و پایانی ندارد در این شرایط است که نباید گذاشت که احساس دلخوری از آنها کهنه شود و باید با آنها گفتگویی دوستانه اما بی رودربایستی داشته باشیم و محترمانه به آنها بگوییم که از لطف و توجه شان سپاسگزار بوده اما انتقادهای پی در پی ایشان سبب آزارتان می شود، احیانا احساس می کنید به شما توهین می شود و حس خوبی پیدا نمی کنید و برایتان ناراحت کننده است ولی چنانچه با وجود عدم رغبت شما به شنیدن انتقادها ، این هجمه ها همچنان ادامه یافت و پایان پیدا نکرد ، باید آرام آرام از روبه رو شدن و وقت گذرانی با این افراد ،که سبب رنجش مداوم شما می شوند و دست از انتقاد دایمی بر نمی دارند دوری کنید چرا که بردباری و صبوری شما هم اندازه ای دارد ، بهتر است به جای تحمل کردن و یا دعوا راه انداختن  ،از آنها دوری کنید .  این یک حقیقت گزنده است که بسیاری از ما ، نه تنها خود انتقاد پذیر نیستیم بلکه شیوه های درست مطرح کردن و نقد کردن را هم نمی دانیم و به خود این اجازه را می دهیم که تحت لوای نقد و انتقاد هر سخنی را بگوییم  در حالی که انتقاد کردن شرایط خاص خود را داراست ،فرض کنید وارد فروشگاهی شده و از فروشنده جنسی را مطالبه می کنید که دسترسی به آن برایش چندان راحت نیست و او شروع به غرو لند کردن می کند ، واکنش شما در این موقع چیست ؟ می توانید بگویید آقا اگر حوصله نداری چرا کرکره مغازه ات را بالا کشیدی ،با این سخن انگار شما بمبی را در وجودش منفجر کرده اید و واکنش سخت او را خواهید دید و شنید و شما مجبورید دست خالی انجا را ترک کنید چرا که هم ایشان تحمل شنیدن این انتقاد را نداردو هم ما آنرا به شیوه ای درست بیان نکرده ایم ، می توان نحوه بیان انتقاد را عوض کرد که بدون شک منجر به تغییر رفتار فروشنده خواهد شد مثلا می توانید بگویید : می دانم دسترسی به جنس مورد نظر سخت است ولی من آمادگی کامل برای کمک به شما را دارم  . ناتوانی در بیان انتقاد و عکس العمل در مقابل آن سبب می شود صدمه های بسیاری به رابطه ها وارد شود که این امر در جامعه سنتی ما ایرانیان گاهی طبیعی به نظر می رسد چرا که در خانواده های سنتی ، تصمیم گیرنده اصلی پدر است و دستورات او بدون هیچ اظهار نظر از جانب دیگر اعضای خانواده بی چون و چرا باید اجرا شود و زمانی که کودکان از سالهای کودکی عبور می کنند و همین کودکان جامعه بزرگسال را تشکیل می دهند چگونه می توانند منتقدان درستی از آب در آیند وقتی آموزش آنرا در نهاد خانواده ندیده اند و در جامعه نیز در مکانهای علمی و اکادمیک و دانشگاهی نیز رشته ای به نام نقد و یا چیزی شبیه به آن وجود ندارد و معمولا کسانی نقد را انجام می دهند که دانش و آگاهی لازم را در این زمینه نه در مکان آموزشی کسب کرده اند و نه در خانواده تجربه ای به دست آورده اند ، باید که شعار نقدپذیری و سازنده بودن نقد را به عمل تبدیل کنیم تا راهی برای کم کردن اشتباهات پیدا شود . اگر شجاعت و جرات نقد کردن درست و نقد پذیری درست را پیدا کنیم و به این نکته واقف شویم که اشتباه کردن دلیل بر بد بودن نیست ، دیگر در مقابل نقد ، موضع گیری نمی شود ، این موضوع را به خاطر داشته باشیم که نقد و انتقاد کردن شرایط خاص خود را داراست ،  انتقاد را متوجه رفتار و یا گفتار فرد باید کرد و شخص را نشانه نگرفته و به شخصبت فرد حمله نشود ،  احساسمان را به روشنی و شفافی بیان کنیم تا اهمیت موضوع معلوم گردد ، گاهی حتی شنیدن یک جمله در زمان نامناسب مثل این  که : لازم است با هم صحبت کنیم . می تواند فرد را دچار اضطراب و دلواپسی کند  چرا که هیچکس دوست ندارد مورد انتقاد قرار گیرد در حالی که بازخورد صادقانه و درست آن می تواند یکی از ارزشمندترین ابزارها، برای بهبود امور و عدم تکرار اشتباهات باشد و سبب می شود نه تنها  به او صدمه ای وارد نشود بلکه سبب افزونی و ایجاد اشتیاق ، حرمت نفس و اعتماد و آرامش ذهنی او  گردد ، آموزش و تقویت شهامت شکل گیرد و انتقاد به یک هدیه و ارمغان تبدیل شود ، ممکن است فکر کنید چگونه عاملی که سبب دلخوری و ناراحتی می شود را ، یک هدیه برشماریم  ، بگذارید برایتان  حکایتی را در همین باب  از زبان معین بنویسم  او می گوید: در پایان  یکی از جلسات سخنرانیم ، یکی از حضار که فردی با ظاهری آراسته و موی فلفل نمکی بود با لهجه لری بختیاری به من گفت ،،آقای معین ؛ من از سخنرانی شما بسیار لذت بردم و حتی صدای شما برایم لذت بخش بود ولی وقتی ارتباط چشمی با من برقرار می کردید در چشمان شما برق خاصی را حس کردم که مرا می ترساند .  این کلام مخاطب من ، مرا حیرت زده کرد و سبب شد تا تعمق بیشتری در حالاتم در هنگام سخنرانی داشته باشم و به این نتیجه رسیدم که وقتی در هنگام سخنرانی ،به اصطلاح بسیار حس می گیرم تا مطلب و محتوا را با تمام وجود بیان کنم چشمانم کمی ریز می شود ، درک این مطلب سبب شد که بر روی چشمانم کنترل بیشتری داشته باشم که سبب انتقال وحشت به مخاطبانم نشود . آری اینگونه است که یک انتقاد درست می تواند یک هدیه سازنده باشد  هر چند که واقفم همیشه انتقاد خوشایند نیست و گفته می شود که این موضوع  به علم اعصاب بر می گردد  ولی به گمان شما چون انتقاد ناراحت کننده است و آسیب پذیری آن از سوی افراد بیگانه با این علم ، بیشتر است ، باید برای جلوگیری از ناراحتی و واکنش نامطلوب ، از ارایه آن خودداری کرد ؟ آیا اگر شما انتقاد درستی نسبت به فردی دارید باید به دلیل واکنش دلخوری فرد مقابل آنرا بیان نکرد؟    به هیچ وجه    باید در مورد آن تفکر کرد چرا که انتقاد سازنده ، یک بخش کلیدی در موفقیت و به ثمر رساندن کارهاست اگر بر نحوه بیان انتقاد فکر شده باشد و سپس ارایه گردد به افراد کمک می کند که عملکرد بهتری داشته باشند و رفتار خود را اصلاح کرده و بهبود دهند و همچنین تلنگری است که آدمها را بیدار و هشیار کند که نباید قانع و راضی به عملکرد فعلی باشند بلکه به این واقعیت برسند که آنها شایستگیهای بالاتر و والاتری دارند اگر این تصور را داشته باشیم که هیچگاه اشتباه نمی کنیم و همه کارهایمان بدون ایراد و نقص است خود دلیلی بر کم دانی ماست  شاید دلیل زجرآور بودن انتقاد برایمان این است که  ناخود آکاه و ناخواسته ، به انتقادهای شکننده دوران کودکی و سالهای گذشته ما پیوند زده  شده و یک الگوی نازیبا و نامناسب را برایمان یاد آور می شود ، اگر پس زمینه انتقاد هوشمندانه باشد آثار درستی به دنبال خواهد داشت    . رفتار منتقدانه درست ، خود هنری است که باید آموخت تا جلوی زیان بار بودن آن گرفته شود . بسیار مشاهده می شود و این نکته جا افتاده است که در هنگام انتقاد کردن ، در ابتدا باید بر نقاط مثبت تاکید و تکیه داشت و به تعریف و تمجید ویژگیهای ارزشمند فرد پرداخت و سپس به نقاط ضعف او اشارتی داشت و آنرا درپوششی از سخنان دلچسب و دلپذیر قرار داد  به جز این نکته ، نکات قابل توجه دیگری را باید در نظر داشته باشیم تا شیرینی سازندگی انتقاد ، تلخی آنرا از بین ببرد و تاثیرگذاری آن نیز بیشتر شود ، دیگر نحوه بیان و لحن دوستانه آن است که مخاطب بدون آن که مورد حمله قرار گیرد ، از معایب خود آگاه شود  ، دقیقا باید معلوم باشد  چه رفتاری مورد انتقاد  است که با قاطعیت و دقیق  مطرح شود لذا از کلی گویی پرهیز شود ، باید اطمینان پیدا کرد که شخص ،  مورد انتقاد را متوجه شده تا این امر منجر به گفتگویی دو جانبه گردد ، صدایمان بلند نشود و لحن کلاممان خشن و طعنه دار نباشد ، از حالات خشم آلود چون اخم کردن ، گره به ابرو انداختن و ...پرهیز شود  به قول ارد بزرگ( نقد و ارزیابی بی کینه ،پاداشی است که ارزش آنرا باید دانست ) ،  این نکته فراموش نشود که فرد مخاطب را با دیگران به قیاس نکشانیم و انتقاد سبب تحقیر او نشود ، در خلوت و در محیطی که آرامش او فراهم است و دیگران در رفت و آمد نیستند مطرح شود ، در موضوع مورد انتقاد ، منتقد باید که دانش و  اشراف لازم را داشته باشد  ، فقط رفتار و یا گفتار او مورد انتقاد قرار گیرد و شخصیت او مورد حمله قرار نگیرد و اطمینان زیاد داشته باشد که رفتار مورد انتقاد قابل تغییر است  و چنانچه تغییر را مشاهده کرد آنرا تحسین کند ، در نظر داشته باشیم انتقادی که از سوی ما کاملا موجه و درست است ممکن است شنونده آنرا پذیرا نباشد ، انگیزه لازم برای بیان انتقاد به منظور تغییر رفتار را باید داشت تا به حل مشکل کمک شود  و در پایان این که از تحمیل نظر و عقیده باید جدا پرهیز شود وآن  به گونه ای بیان شود که از یک سو مخاطب آنرا بپذیرد و از سوی دیگر به بهبود روابط کمک کند .  حال اگر خود ما در مقابل انتقاد و هدف انتقاد  قرار گرفتیم ، چه کنیم و چگونه با آن کنار بیاییم  : باید که  اجازه ندهیم انتقاد ما را به هم بریزد بلکه با روحیه شاد با آن مواجه گردیم ، فکر نکنیم که انتقاد به خاطر نفرت از ماست بلکه هدف آن بهبود شرایط است ، بدانیم افرادی که نقد پذیر نیستند به ندرت در کارشان پیشرفتی به دست می آورند ،  بپذیریم که ممکن است دیگران چیزی در ما ببینند که ما قادر به دیدن آن در خود  نیستیم ، اگر به انتقادها و اظهارنظرهای دیگران بی تفاوت و بی اهمیت  باشیم زمینه تکرار اشتباهات خود را فراهم می کنیم  حتی اگر با بخشی از آن موافقید در حقیقت امکان یادگیری را برای خودتان مهیا کرده اید ، پس از هر انتقاد از خود بپرسیم که از این انتقاد چه چیزی آموختم ، حالت تدافعی و مقابله را کنار بگذاریم ،  کینه به دل نگیرید عصبانی و نگران ماندن از یک اشتباه می تواند روابط آتی ما را هم تحت تاثیر قرار دهد و در پایان همیشه قبل از پاسخگویی ، فرصتی برای فکر کردن به انتقاد ، به خود بدهید . حال من و شما به عنوان یک منتقد و به عنوان یک نقد کننده ، اگر بخواهیم در موردی ، نقد و انتقادی داشته باشیم چگونه با مهارت و تسلط آنرا مطرح خواهیم کرد ؟ و اگر نقد و انتقادی بر ما وارد شد ، بازخورد و عکس العمل درست ما در مقابل آن چگونه خواهد بود ؟

47 views0 comments

Recent Posts

See All
bottom of page